انتخاب نسخه دارک
روبیکا موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است.
پخش آهنگ های شما در روبیکا موزیک | RubikaMusic

دانلود مداحی حسن الکطرانی وشكد حجة اللايم (مشایه)

مذهبی بدون نظر 4 مرداد 1405

دانلود مداحی وشكد حجة اللايم (مشایه) از حسن الکطرانی همراه با متن

دنبال موزیک های ترند روبیکا و اینستاگرام هستی؟

جدیدترین و جذاب ترین موسیقی های مطرح رو از روبیکا موزیک دریافت کن.

Download Music: Hassan AlkatraniWashkad Hujjat Allayim | with Text and Two Quality 320 and 128 in RubikaMusic

دانلود مداحی وشكد حجة اللايم (مشایه) حسن الکطرانی

متن مداحی وشكد حجة اللايم (مشایه) حسن الکطرانی

^^_^^ ^^_^^

كل ما عليها الأرض، شفت ضيف بدارك
هر چه بر روی زمین است، مهمان درگاه تو دیدم.

بدارك حتى الحجر والشجر، والهوا مزارك
درگاه تو حتی سنگ و درخت و هوا، زیارت‌گاه تو هستند.

مشاية، مشاية، كل من رفع راية مشاية
راهپیمایی، راهپیمایی، هر که پرچمی برافراشت، به راه افتاد.

مشاية، مشاية، من طيلك حكاية
راهپیمایی، راهپیمایی، از تو داستانی باقیست.

كل ما عليها الأرض افتضى، حتى الحد الحجر والشجر
هر چه بر زمین است آشکار شد، تا مرز سنگ و درخت.

والهوى، كل ما على الأرض شفت وين بدارك
و هوا (عشق)، هر چه بر زمین است دیدم کجاست درگاه تو.

حتى الحجر والشجر والهوا، هسرة بهشا
حتی سنگ و درخت و هوا، با شوق به سوی تو می‌روند.

بشاية يا أهل، حتى الحجر والشجر والهوى
با شوق ای اهل، حتی سنگ و درخت و هوا.

كل ما عليها الأرض شفت ضيف بدارك
هر چه بر زمین است، مهمان درگاه تو دیدم.

حتى الحجر والشجر والهافة مزارك
حتی سنگ و درخت و عشق، زیارت‌گاه تو هستند.

مشاية، مشاية، كل من رفع راية مشاية
راهپیمایی، راهپیمایی، هر که پرچمی برافراشت، به راه افتاد.

مشاية، من طيله مشاية، مشاية، مشاية
راهپیمایی، از تو راهپیمایی، راهپیمایی، راهپیمایی.

خضع مشاية، مشاية، مشاي، كل خير واربع
خضوع و راهپیمایی، راهپیمایی، راهپیمایی، هر خیر و فراوانی.

تمشي لك مو بس البشر، هذا السفر
به سوی تو راه می‌روند نه فقط انسان‌ها، این سفر (همگانی) است.

موعد صار كل موجود، الشوق أخرجه
زمانی شد که هر موجودی، شوق او را بیرون کشید.

يمشي إجا ويا الزوار، كل كائن حي
راه می‌رود همراه با زائران، هر موجود زنده‌ای.

مشغول بحبه، جايك يتبارك، ياخذ من قبرك تربة
سرگرم عشق توست، به سوی تو می‌آید تبرک می‌جوید، از قبرت خاک برمی‌دارد.

حتى الطير الطاير، من شوقت عناك، بوكب الطيور
حتی پرندهٔ در حال پرواز، از شوق دیدار تو، در کاروان پرندگان.

نشوفه يفتر على القبة، موكب الطيور نشوف يفتر
می‌بینیم که بر گنبد (حرم) فرود می‌آید، کاروان پرندگان را می‌بینیم که فرود می‌آیند.

ترابي الأرض شالته ريحون، وزيارته ترابي مس
خاک زمین را ریحان (گیاه خوشبو) برداشت، و زیارتش خاک را لمس کرد.

حضرتك فوق الذهب، قيمته فوق الذهب، علي للخدمة
حضرتت بالاتر از طلاست، ارزشش بالاتر از طلاست، علی (ع) برای خدمت است.

قبل الخشب والطبخك، أصبح حطب، حتى الحديد اعتنى
پیش از چوب و پخت و پز، هیزم شد، حتی آهن نیز توجه کرد.

وموق عليك النص، صب موكب، علي تراب الأرض
و بر تو نصیب (کامل) شد، کاروانی ریخت، بر خاک زمین.

شالته ريحون وزيارته ترابيس، حضرتك فوق الذهب بقيمته
خاک را ریحان برداشت و زیارتش خاک را (مقدس کرد)، حضرتت بالاتر از طلاست به ارزشش.

الفيد مقب الخشب، ونطبخك أصبح حطب، حتى الحديد اعتنى موكب
سود (نفع) از چوب، و پخت و پزت هیزم شد، حتی آهن کاروان را توجه کرد.

عليك النصاب موكب، عليك النصاب، كل العناصر تجي لك شرف
بر تو نصیب کامل کاروان، بر تو نصیب، همهٔ عناصر برای شرافت نزد تو می‌آیند.

تنطيها ولد يا، لوكجت صح نكفيها، وهواية وهواية زوارك
به آن (عناصر) می‌دهی ای فرزند، اگر درست نگاه کنی کافی است، و بسیار بسیار زائرانت.

هواية مشاية، مشاية، كل مشاية، مشاية، مشاية
بسیار راهپیمایی، راهپیمایی، هر راهپیمایی، راهپیمایی، راهپیمایی.

يلا كل ما على الأرض، حتى الحجر والشجر والهوا والمشاية
بیا هر چه بر زمین است، حتی سنگ و درخت و هوا و راهپیمایی.

مشاية، مشاية، مشايزين عرايب، مشاي لخادمك
راهپیمایی، راهپیمایی، راهپیمایی عرب‌ها، راهپیمایی برای خادمت.

للبيت أخي وحبيبي كرار حيدر الخفاجي
برای خانه (حرم)، برادرم و حبیبم کرار حیدر خفاجی.

نتوجهك للطف، سحب طول الدروب، تمشي فياي
به سوی لطف تو روی می‌آوریم، ابرها در طول راه‌ها، در من راه می‌روند.

كل ذرة تحاول توصلك، شمليك يمك جاي
هر ذره تلاش می‌کند به تو برسد، شمع وجودت در کنار تو جای دارد.

وأفلاك الكون تفت، محسوبة أفلاكه، يعني القاع ما بها من ضمن ملاكه
و فلک‌های کیهان باز می‌شوند، فلک‌هایش حساب شده‌اند، یعنی قعر آن (جهان) از فرشتگانش خالی نیست.

ونسمات الريح، بتصلت يا مبابك يا حسين
و نسیم‌های باد، رسیدند ای بابای من، ای حسین.

وتحي الميت، ريحة شباكك
و مرده را زنده می‌کند، بوی پنجرهٔ تو.

علي علي علي علي… يوم 4 عينكدنـا
علی علی علی علی… روز چهارم (محرم) عینک‌دنـا.

حتى الجماد حتنـا، حتى الشمس والقمر زورونك
حتی جمادات ما را (عاشق تو کردند)، حتی خورشید و ماه به زیارتت آمدند.

بكل سنة يزورون، سنة سنة، علي علي حتى ثر
هر سال زیارت می‌کنند، سال به سال، علی علی تا که خاک (قبرت).

خطرك قبل رجل زايرك، لا حيرة للي وفد، يا أبا علي
قدمت پیش از پای زائرت، هیچ حیرتی برای کسی که قصد کرده، ای اباعلی.

الحركة يا أبا علي، علي يوم 4 عين نقدنا
جنبش (راهپیمایی) ای اباعلی، علی روز چهارم عین نقدنا.

حتى الجماد تحتنـا، حتى الشمس والقمر زورونك
حتی جمادات (تحت امر) ما هستند، حتی خورشید و ماه به زیارتت آمدند.

بكل سنة يزوروا، سنة سنة، حتى خطرك
هر سال زیارت می‌کنند، سال به سال، تا قدمت.

خبل رجل زايرك، لا حيرة للي وفد، يا أبا علي
پای زائرت به وجد آمد، حیرتی برای قصدکننده نیست، ای اباعلی.

الحارك يا أبا علي، كل خطوة تنعد كرامة
حرارت (عشق) تو ای اباعلی، هر قدمی کرامت محسوب می‌شود.

اللي يغطيها، لو ما خدمتك، شنو الدنيا شي يظل بها والغاية
کسی که آن (قدم) را بپوشاند، اگر خدمت تو نباشد، دنیا چیست چیزی که باقی بماند و نهایت.

والغاية والغاية والغاية، بس حبك المشاية
و نهایت و نهایت و نهایت، فقط عشق تو راهپیمایی است.

مشا يا مشا، كل ما كل ما عليك الأرض
راهپیمایی ای راهپیمایی، هر چه هر چه بر روی تو زمین است.

حتى الحجر والشجر والهوا مشا، مشا أه زوارك مشا
حتی سنگ و درخت و هوا راهپیمایی، راهپیمایی آه زائرانت راهپیمایی.

تراب المش فوق الراس، يتنفس كل حي
خاک راهپیمایی بالای سر، هر زنده‌ای نفس می‌کشد.

الهوى بس للهوا، أنت نفاس
عشق فقط برای هواست، تو نفس (جان) هستی.

شو مسوي بهذا العالم يا حسين، مصابك
با این جهان چه کرده‌ای ای حسین، مصیبتت.

كل عام تتضاعف أعداد أحبابك
هر سال تعداد دوستدارانت دوچندان می‌شود.

يا كلك خير ونعمة، وتفيض علينا، دومك فاتح قلبك
ای همه‌ی خیر و نعمت، و بر ما جاری می‌شوی، همیشه دلت باز است.

مو بس فاتح بابك، دومك فاتح قلبك
نه فقط درب‌ات باز است، همیشه دلت باز است.

شو مسوي بهذا العالم يا حسين، مصابك
با این جهان چه کرده‌ای ای حسین، مصیبتت.

كل عام يموت تتضاعف أعداد أحبابك
هر سال که می‌گذرد تعداد دوستدارانت دوچندان می‌شود.

كلك خير ونعمة، وتفيض لينا، دومك فاتح قلبك
همه‌ی خیر و نعمتی، و بر ما جاری می‌شوی، همیشه دلت باز است.

مو بس فاتح بابك، ضامي يا ابن فاطمة
نه فقط درب‌ات باز است، تشنه‌ای ای فرزند فاطمه.

تروي البشر بالظمه، بابك إذا ينطبق
انسان‌ها را با تشنگی سیراب می‌کنی، درب‌ات اگر بسته شود.

تطبق أرض على السماء، تطبق
زمین بر آسمان بسته می‌شود، بسته می‌شود.

بعد ذول الخدم، عائلة بيت الخدم، كربلاء ذول الخدم
پس از آن خادمان، خانوادهٔ خانهٔ خادمان، کربلا آن خادمان.

وبيت بيت الخدم، يمشيلك للقبر
و خانهٔ خانهٔ خادمان، به سوی قبرت راه می‌روند.

باكر ترد تمشيلك، باكر ترى علي
فردا باز می‌گردی به سوی قبرت، فردا علی را می‌بینی.

ذول الخدم عائلة بيت الخدم، كربلاء
آن خادمان خانوادهٔ خانهٔ خادمان، کربلا.

يمشيلك للقبر، باكر ترد تمشيله، باكر ترد تمشي
به سوی قبرت راه می‌روند، فردا باز می‌گردی به سویش، فردا باز راه می‌روی.

هو الفقير اللي يجي لك، غني رد يم
او فقیری است که به سوی تو می‌آید، ثروتمند باز می‌گردد.

هو الفقير اللي يجي لك، غني رد يمن
او فقیری است که به سوی تو می‌آید، ثروتمند باز می‌گردد.

يا من تمن، مين تمن، ما تمن بمنك
ای کسی که آرزو شدی، کی آرزو شد، آرزو نمی‌شود به جز به تو.

يا من تمن، من تمن، ما تمن بمنك عنا يا عناية
ای کسی که آرزو شدی، کی آرزو شد، آرزو نمی‌شود به جز به تو، ای عنایت.

حتى الرسل جايه، مشاية مشاية، من طيلك
حتی رسولان آمدند، راهپیمایی راهپیمایی، از تو.

كل ما أبويا، كل ما عليها، حتى الحجر والشجر
هر چه پدرم، هر چه بر زمین است، حتی سنگ و درخت.

والمشاية مشاية مشاي، حسين
و راهپیمایی راهپیمایی راهپیمایی، حسین.

مشاية مشاية مشاية مشاية، أصناف الواد تقصدك
راهپیمایی راهپیمایی راهپیمایی راهپیمایی، گروه‌های مختلف (مردم) به سوی تو می‌آیند.

وبمرقدك كالأمواج، لو دربك بالدم ينزرع ما تنقطع
و در مرقدت مانند امواج، اگر راهت با خون کاشته شود، قطع نمی‌شود.

يا الأفواج، حتى المشلول يزارك ويحس بحزنك
ای گروه‌ها، حتی شخص فلج به زیارتت می‌آید و غم تو را حس می‌کند.

مشلول ويمشي، يطلع من صحنك والأعلم
فلج و راه می‌رود، از صحن تو و پرچم (حرم) خارج می‌شود.

الله الله يا أبا عبد الله، حتى المشلول زارك
ای خدا ای خدا ای اباعبدالله، حتی فلج به زیارتت آمد.

ويحس بحزنك، يوصل مشلول ويمشي
و غم تو را حس می‌کند، فلج می‌رسد و راه می‌رود.

يطلع من صحنك والأعلم، مش باك يبصر بعيونه
از صحن تو و پرچم خارج می‌شود، گریان است و با چشمانش می‌بیند.

ما ينرد في الجايش، ما يطلب منك
در (کاروان) آینده باز نمی‌گردد، چیزی از تو نمی‌خواهد.

شايب جبلك فته، ودموعه عكازته
پیرمردی که خاکستری شده، اشک‌هایش عصایش هستند.

شنه العمر مو مقد، يوصل لك رغبته
چیست عمر که ارزش ندارد، آرزویش به تو می‌رسد.

يا صوب، وبعد مولا شفنا عجوز مرة
ای مقصد، و بعد از آن مولایمان پیرزنی را دیدیم.

طلعت الك زايرة، تمشي وتواسي، مشت على الناقة متيسرة
به سوی تو بیرون آمد زائر، راه می‌رفت و تسلی می‌داد، بر شتر سوار شد (که) آماده شده بود.

على الناقة، ها علي علي
بر شتر، ها علی علی.

جبلك فته ودموعه عكازته، شنه عمر مقد
خاکستری شد و اشک‌هایش عصایش، چیست عمر که ارزش دارد.

يوصل لك رغبته، يا الله شفنا عجوز مرة
آرزویش به تو می‌رسد، یا الله پیرزنی را دیدیم.

طلعت الك زايرة، تمشي وتواسي، مشت على الناقة متيسرة
به سوی تو بیرون آمد زائر، راه می‌رفت و تسلی می‌داد، بر شتر سوار شد (که) آماده شده بود.

كل العراق استعد، يقبل الخدمة
تمامی عراق آماده شد، خدمت را می‌پذیرد.

ندعي نريدك علينا تديم النعمة، وفا يا وفاية بالخدمة
دعا می‌کنیم که تو بر ما نعمت را دائمی کنی، وفا ای وفا در خدمت.

وفاية مشاي، يلا قول كل ما كل ما على غيلا
وفا راهپیمایی، بیا بگو هر چه هر چه بر غیر.

بدارك حتى الحجر والشجر والهوهشا
درگاهت حتی سنگ و درخت و هوهشا (هوا).

مشا يا مشاية، كل عرا مشاي
راهپیمایی ای راهپیمایی، هر عرب راهپیمایی.

أه حسين حسين حسين، حسين حسين حسين حسين
آه حسین حسین حسین، حسین حسین حسین حسین.

حسين حسين حسين، علي علي حسين، حسين حسين حسين
حسین حسین حسین، علی علی حسین، حسین حسین حسین.

خلى الحاقد، خلي ينتقد، ما نريد، لا والله
بگذار حسود، بگذار انتقاد کند، ما نمی‌خواهیم، نه به خدا.

بس حسين اللي أمرنا، بس لآخر نفس
فقط حسین است که به ما فرمان داد، فقط تا آخرین نفس.

ما ننساه، خلي يحكيش ما يحكي من نمشيته
او را فراموش نمی‌کنیم، بگذار هر چه می‌خواهد بگوید از راهپیمایی‌مان.

خل اللي يحكيش ما يحكي، من نمشي السكته
بگذار هر که می‌خواهد بگوید، از راهپیمایی‌مان.

ولسان اللي يحكي إن قطعه، مو بس سالفته
و زبان هر که سخن گوید، اگر بریده شود، نه فقط سخنش.

يا حسين، اللي رادوا عنك، يا حسين هواية
ای حسین، کسانی که از تو برگشتند، ای حسین بسیارند.

اللي رادوا عنك، يثنونك، راحوا كلهم
کسانی که از تو برگشتند، تو را می‌ستایند، همه رفتند.

بس غصبا عنهم، باق أنت
اما به اجبار، تو باقی هستی.

يا الخدمة واجبة، بالدمعة قد نكتبها
ای خدمت واجب، با اشک ممکن است آن را بنویسیم.

واللي ما يعجبه المشي، ما يهمنا
و کسی که راهپیمایی خوشش نمی‌آید، برایمان مهم نیست.

لا يعجبه، ما يهمنا، علي دائم عشقنا
خوشش نیاید، برایمان مهم نیست، علی (ع) همیشه عشق ماست.

باقي خدمتنا ما تنتهي، والناقد أحسن له بشي ثاني
باقی خدمت ما تمام نمی‌شود، و منتقد بهتر است به چیز دیگری مشغول شود.

خل يلتهب شيطان، أو يا دائم عشقنا
بگذار شیطان بسوزد، یا ای همیشه عشق ما.

باقي وخدمتنا ما تنتهي، والناقد أحسن له بشيطان
باقی و خدمت ما تمام نمی‌شود، و منتقد بهتر است به شیطان (مشغول شود).

خلي يلتهب شيطان، خليته من المجالس منزعج
بگذار شیطان بسوزد، او را از مجالس ناراحت کردیم.

وعلينا شد حزامه، ما يدري عن أب وجد
و بر ما کمربند بست، نمی‌داند از پدر و پدربزرگ.

وجد شيعة علي للطام، ما يدري
پدربزرگ شیعیان علی برای عزاداری، نمی‌داند.

علي علي، من المجالس منزعج، وعلينا أشد حزامه
علی علی، از مجالس ناراحت است، و بر ما بیشتر کمربند می‌بندد.

ما يدري عن أب وجد، شيعة عليط أي
نمی‌داند از پدر و پدربزرگ، شیعهٔ علی است ای.

كل ما يلومون، أكثر بعد نتكاثر
هر چه بیشتر سرزنش می‌کنند، بیشتر جمعیت ما بیشتر می‌شود.

كل ما يحكون علينا، نتكاثر
هر چه بیشتر درباره‌مان حرف می‌زنند، بیشتر می‌شویم.

بهذا مشينا وعزانا، نظل نتفاخر
با این راهپیمایی و عزاداری‌مان، همچنان افتخار می‌کنیم.

شرا يا شراية، وبدمنا شراية
بدی ای بدی، و در خون ما بدی (نیست).

مشاكل، يلا كل ما على غير
مشکل‌ها، بیا هر چه بر غیر است.

الحجر والشجر والهوا كل، الشاي كل الشاي الشعب
سنگ و درخت و هوا همه، شیعه همهٔ شیعهٔ مردم.

^^_^^ ^^_^^

لینک کوتاه https://rubikamusic.ir/?p=38935

آهنگ های مرتبط

نظرات کاربران

0 نظر تایید شده
نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید
روبیکا موزیک | RubikaMusic
روبیکا موزیک | RubikaMusic
رسانه روبیکا موزیک | RubikaMusic
00:00 / 00:00